۱۳۹۵ مهر ۶, سه‌شنبه

مگر شما در بچگی « بستنی یخی » نمیخوردید ؟!





آخرش هم نفهمیدم که واژه های فارسی « یخ » ، « یخ زدن » ، « یخ زده » ، « یخچال » ، « جایخی » چه اشکالی دارد که تازه به دوران رسیده ها از واژه های انگلیسی « فریز » و « فریز کردن » استفاده میکنند !!!



 در همین راستا :


 .
.
پس زنگها کی به صدا درمیایند !
http://666sabz.blogspot.be/2015/05/blog-post_27.html



خواهشمندم که از « تازه به دوران رسیده ها » پیروی نکنید !


فارسی را دریابیم ! 
http://666sabz.blogspot.be/2012/12/blog-post_16.html
.
.
 
سخنی متفاوت درباره ساپورت
http://666sabz.blogspot.be/2013/08/blog-post_28.html

.
.
 
مستند از تهران تا کایرو
http://666sabz.blogspot.be/2012/07/blog-post_31.html


.
.

آیا براستی سلطنت طلبان به برابری زن و مرد عقیده دارند ؟! ( نمونه سوم )


آیا کسانی که به برابری زن و مرد باور داشته باشند ، مخالفان عقدتی خود را « زن » خطاب میکنند ؟!!!

آیا کسانی که به برابری زن و مرد باور ندارند ، میتوانند به حقوق همجنسگرایان احترام بگذارند ؟!

این پرسشی است که هر خانم و همجنسگرای سلطنت طلب باید از خود بپرسد !
.





.
و در پایان :

سخنان محمد رضا شاه درباره عقل زنان 
 .
 .

.
.

در همین راستا :




آیا براستی سلطنت طلبان به برابری زن و مرد عقیده دارند ؟! ( نمونه یکم )
http://666sabz.blogspot.be/2014/04/blog-post_26.html


آیا براستی سلطنت طلبان به برابری زن و مرد عقیده دارند ؟! ( نمونه دوم ) 
http://666sabz.blogspot.be/2016/07/blog-post_4.html


آیا براستی سلطنت طلبان به برابری زن و مرد عقیده دارند ؟! ( نمونه سوم )
http://666sabz.blogspot.be/2016/09/blog-post_27.html


در این ویدیو ، شاهزاده رضا پهلوی هواداران خودش را « سلطنت طلب » مینامد !
http://666sabz.blogspot.be/2015/09/blog-post.html

.
.
برای سلطنت طلبان ، هدف وسیله را توجیه می کند !
http://666sabz.blogspot.be/2014/09/blog-post_2.html
.


.
.
 

۱۳۹۵ مهر ۵, دوشنبه

۱۳۹۵ شهریور ۲۹, دوشنبه

برگی از کتاب « پاسخ به تاریخ » نوشته شاهنشاه محمدرضا شاه پهلوی :




در مرداد ۱۳۳۲ ، پس از حصول اطمینان از پشتیبانی ایالات متحده آمریکا و انگلیس ، که سرانجام سیاست مشترکی را آغاز کرده بودند و پس از برسی اوضاع با کرمیت روزولت نماینده سازمان مرکزی اطلاعات ایالات متحده ، بر آن شدم که برای یافتن راه حلی وارد عمل شوم : در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ ....
 





" این کتاب پس از خروج شاهنشاه از ایران و در دوران نقاهت ایشان تا زمانی که چشم از جهان فروبستند نگاشته شده است. 

گرچه موضوعات مورد بحث مربوط به آن زمان می باشند ولی اثرات آنها تا زمان حاضر جاری و باقی است ." 





در همین راستا :



.



دو مبارز ، یک سرنوشت ! 




ماجرای کشته شدن سرتیپ افشارطوس ، رئیس شهربانی کل کشور در دوران دکتر مصدق !





ماجرای کشته شدن سرگرد محمود سخایی به فرمان پادشه خوبان !





کودتای 28 امرداد 32 ، آغاز پایان سلسله پهلوی !





پرسشی از ماله کشان پهلوی ...

.

.

قابل توجه کسانی که شناخت درستی از « دوران طلایی پهلوی » ندارند ! 
 

.

ننگی را که مصدق نپذیرفت ولی شاه فورا قبول کرد ! + عکس و فیلم

.




.
.
.

۱۳۹۵ شهریور ۲۷, شنبه

محمد رضا شاه ، نور بر قبرت ببارد !



دو سه روز پیش یکی از کاربران سلطنت طلب زیر پیوند یکی از هم مرامانش نوشته بود « محمد رضا شاه ، نور بر قبرت ببارد » !

من این نظر را خواندم و سپس کامپیوترم را خاموش کردم و لباس پوشیده و از خانه بیرون رفتم ، به محل کارم که رسیدم دیدم منشی اداره با آبپاش کوچکی مشغول آبیاری ارکیده روی میزش بود. تا مرا دید سلامی کرد و گفت « اگر به دادش نرسیده بودم بیچاره تلف شده بود ».

پرسیدم که چرا جای ارکیده اش را تغییر داده و منشی گفت بخاطر اینکه در آنطرف میز نور مستقیم به ارکیده میتابید که اصلا برایش خوب نبود !


پس از اینکه روز خوبی را برای هم آرزو کردیم به سوی آسانسور رفتم که ناگهان یاد جمله « محمد رضا شاه ، نور بر قبرت ببارد » افتادم !

یک چیزی در این جمله قلقلکم میداد .... بیشتر فکر کردم .... بله این جمله ایراد دارد ... ایراد فیزیکی .... چرا که نور که مایع نیست که ببارد !

بله ، باید گفت « نور بر قبرت بتابد » نه اینکه « ببارد » !

خوب نور به قبر محمد رضا شاه بتابد که چه شود ؟!!! مگر میخواهد پرتو درمانی کند ؟!!!

خوب پس « نور بر قبرش بتابد » معنا دارد ولی فایده ایی ندارد
چه بسا امکان دارد که گلهای سر قبر را هم بسوزاند !

خوب حالا اگر « نور بر قبرش ببارد » را برسی کنیم .... 

اگر سر قبر محمد رضا شاه گل و گلدان و بوته باشد ، بله باریدن درست و منطقی است چون با باران باریدن میشود گل ها را آبیاری کرد !

ولی در این صورت باید گفته شود ، « باران ببارد » یا « آبپاش ببارد » نه اینکه « نور ببارد » !!!

ببینم .... نکنه منظور این باشد که  شاهزاده نور پهلوی  بر روی قبر پدر بزرگش .....

 ای بابا .... آخه این چه جور تعریف کردنه !!!



.
.



.

.

در همین راستا :




آیه هایی از قرآن بر روی سنگ مزار پادشاه اسلام پناه 
http://666sabz.blogspot.be/2014/10/blog-post_28.html

 


سنگ مزار پادشه خوبان از نمایی دیگر
http://666sabz.blogspot.be/2014/08/blog-post_23.html 

 

 

 

۱۳۹۵ شهریور ۲۴, چهارشنبه

سنگ نبشته « آخرین درخواست کوروش بزرگ » کشف شد !




در حفاری هایی که از چند سال گذشته در پیرامون آرامگاه کوروش بزرگ  آغاز شده ، باستان شناسان به سنگ نبشته کوچکی برخوردند که احتمال میدهند آخرین درخواست ( وصیت نامه ) کوروش بزرگ باشد !

کشف این سنگ نبشته در تازه ایی را در مورد خرد و دوراندیشی کوروش باز میکند و هر بیننده ایی را به تحسین و تامل وامیدارد !

متن سنگ نبشته :

پس از مرگم سه چیز را به شما میسپارم :

سرزمین ایران ، نژاد پاک آریایی و خاندان پهلوی !

ایرانی نیستی اگر لایک نزنی ، فالو و شیر نکنی !

کوروش هخامنشی

.
.



.
.

در همین راستا :




وقتی که دروغگوهای مجازی ، کم حافظه میشوند !



ولایت وقیح را رسوا کنیم ، اما نه با دروغ !
http://666sabz.blogspot.be/2012/01/blog-post_2874.html



در حاشیه خبر دروغ « صبح زود دیروز در تهران اتفاق افتاد » 
http://666sabz.blogspot.be/2013/03/blog-post_30.html



کینه شاه الله گر بجنبد ، سر به رسوایی زند ! ( یک )
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

ماجرای گذر مستشارهای آمریکایی از « کوت عبدالله » در سال ۱۳۵۴ !



این ماجرا برمیگردد به سال ۱۳۵۴ یعنی زمانی که پدرم در لشکر ۹۲ زرهی اهواز خدمت میکرد و سمت ریاست روابط عمومی لشکر را بر عهده داشت !

روزی فرمانده وقت لشکر پدرم را به اتاق فرماندهی احضار کرده  و به او خبر میدهد که چندی از مستشارهای آمریکایی قصد دارند در روز آدینه گردشی در روستاهای اطراف اهواز داشته باشند و ایشان پدرم که به خاطر گذراندن دوره های نظامی در آمریکا ، هم به زبان انگلیسی و هم به آداب و رسوم آمریکایی شناخت کافی دارد را معرفی کرده که مورد قبول رییس ضد اطلاعات اهواز واقع شده و پدرم وظیفه دارد تا با چند  سرباز به عنوان راننده و محافظ ، مستشاران آمریکایی و همسرانشان را همراهی کند.

پدرم بدون کوچکترین تاملی این فرمان را پذیرفت و پس از ادای احترام از اتاق بیرون رفت.

روز آدینه فرا رسید و چندی از مستشاران آمریکایی همراه با همسرانشان در اتوموبیل های تشریفاتی جای گرفتند که با دو جیپ ارتش اسکورت شده و به روستاهای خوش آب و هوا و دیدنی اطراف اهواز رهسپار شدند.

در مناطق دیدنی اتوموبیل ها متوقف میشدند ، مستشاران و همسرانشان پیاده شده و قدمی میزدند ، عکس و فیلمی هم میگرفتند و در صورت نیاز پدرم درباره مناطق و فرهنگ مردم آنجا توضیحاتی میداد.

در میان راه ، اتوموبیل ها از منطقه « کوت عبدالله » میگذشتند ، پدرم که در نخستین اتوموبیل تشریفاتی در کنار راننده نشسته بود از آینه بغل میبیند که اتوموبیل های پشت سر متوقف شده اند ، پدرم سریعا به راننده میگوید که دور بزند تا ببینند چه اتفاقی افتاده !

پس از رسیدن به بقیه اتوموبیلها ، متوجه میشوند که بانوان آمریکایی با تعجب بسیار در حال عکاسی و فیلمبرداری از زنان روستایی هستند که تاپاله های گاو را گوله میکنند و به دیوار کلبه ها میچسبانند !

یکی از مستشارها که با یک دست بینی اش را سفت گرفته  و با دست دیگرش مگس ها را از خود دور میکرد از پدرم میپرسد که این زنان چه میکنند و اینها چه هستند که به دیوارها میچسبانند !

پدرم توضیح میدهد که اینها تاپاله گاو هستند که پس از خشک شدن به عنوان سوخت برای پخت و پز و در زمستان هم برای گرم کردن خانه به کار میروند !

مستشار آمریکایی با لحن مسخره این مطلب را برای همکاران و بانوانشان که دور آنها جمع میشدند بازگو میکند و یکی از همسران با تعجب بسیار از پدرم میپرسد که چگونه میشود در منطقه ایی که روی نفت خوابیده ، روستاییان آن برای گرم کردن خانه ها ، از فضولات گاو استفاده کنند !

پدرم پس از چند لحظه درنگ میگوید ، فاصله اینجا از شهر خیلی زیاد است و لوله کشی گاز کار آسانی نیست !

سپس توصیه میکند که تا غروب نشده به اهواز برگردند.

در موقع سوار شدن به اتوموبیل ، مستشاری متوجه لوله های گازی میشود که در چند کیلومتری آنجا در حال سوختن بودند و از پدرم میپرسد که این گازها را برای چه میسوزانند !

پدرم پاسخ میدهد که این گازها سمی هستند و نمیشود از آنها استفاده کرد !

مستشار میگوید ، اگر گازهای سمی را میشود تا اینجا رساند ، پس گازهای دیگر را هم میشود ، مگر نه ؟!

پدرم پاسخی نمیدهد و با حرف تو حرف آوردن ، بحث را عوض میکند ....

آنروز گذشت ولی هنوز که هنوز است پدرم از خود میپرسد که چرا روستاییان ایران
همواره مورد بی مهری و بی توجهی سردمداران کشور قرار میگیرند !



 


در همین راستا :




خاطره ایی از لشکر ۹۲ زرهی اهواز ! ( ۱۸+ ) 
http://666sabz.blogspot.be/2016/05/blog-post_14.html

 


وا مصیبتا ، در بین اپوزیسیون تفرقه افتاد !
http://666sabz.blogspot.be/2015/06/blog-post_5.html




۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

یا لبی لب یا سرخی سرخ !


والا تا آنجایی که من یادم میاید در ایران به ماتیک ، ماتیک میگفتیم ! حالا چند سالیه که ملت خوابنما شده اند که نام ماتیک « رژ لب » است !


 حالا ببینیم که واژه « رژ لب » از کجا آمده !

در زبان فرانسوی 


قـوُژ ( روُژ ) به معنای « سرخ / قرمز » است !

مانند : « مولن روژ » به معنای « آسیاب سرخ » که نام کاباره ایی در پاریس است و در پیش از انقلاب هم نام چندین سینما در شهرهای گوناگون ایران بود !


لـِـوق ( لـِـور ) به معنای « لب ها » است !

قـوُژ َا لـِـوق ( روُژ َا لـِـور ) به معنی « سرخی برای لب ها » است !

حالا چرا تازگی ها ، ایرانیان «
روُژ » را « رُژ » میگویند ولی « لـِـور » را ترجمه  کرده و « لب » میگویند !!!

اگر قرار بر ترجمه است ، خوب باید بگویند : « سرخی لب ها » یا « قرمزی لب ها » !

اگر قرار بر ترجمه کردن نیست ، باید بگویند : «
قـوُژ َا لـِـوق »  یا با کمی تخفیف « روُژ َا لـِـور » !

بزرگان ایرانزمین میفرمایند :

یا لبی لب
یا سرخی سرخ !


خانمی به من گفت که « ماتیک » را مادرشان میگفته و دیگر برای نسل امروزی مایه سرافکندگی است که از همان نامهای قدیمی استفاده کند !
 
چون از لهجه خانم معلوم بود که ایشان اصفهانی هستند ، از ایشان پرسیدم که مادرشان به « پیشکشی » ( کشو ) چه میگویند ! ایشان پاسخ داد : خوب پیشکشی ! پرسیدم خود شما چه میگویید ، گفت همان پیشکشی !
 
پرسیدم که مادرشان به « سولاخ بالون » ( آبکش ) چه میگویند ! گفت خوب سولاخ بالون دیگه ! گفتم خوب خود شما چه میگویید ، گفت خوب میگم سولاخ بالون ! این سوالها برای چیست !

به ایشان گفتم تا زمانی که چیزی تازه ایی اختراع نشده و همان جنس قدیمی است ، هیچ احتیاج و سرافکندگی از به کار بردن نام قدیمی اش نیست ، چنانکه شما هم برای پیشکشی و سولاخ بالون نام تازه ایی ابداع نکردید ، هر چند که این نامها را مادر و مادر بزرگتان هم استفاده میکنند !

اگر وسیله تازه ایی اختراع شد و نامش « رژ لب » بود ، بله حق با شماست ، باید نام تازه اش را به کار برد ، ولی تا زمانی که جنس همان جنس است ، چه احتیاجی به اختراع کردن نامهای تازه است !




Rouge à lèvres




درصورت بیان « سرچشمه » و پاک نکردن 666
بهره بردن از عکس ها ، فیلم ها و مطالب این وبلاگ آزادی میباشد






در همین راستا :





پس زنگها کی به صدا درمیایند !
http://666sabz.blogspot.be/2015/05/blog-post_27.html



ایبوپروفن ، استامینوفن ، ژلوفن ، ملوفن ، کوفتوفن ، زهرماروفن ، دیگه چه صیغه ایست ؟!
http://666sabz.blogspot.be/2015/12/blog-post_40.html

فارسی را دریابیم ! 
http://666sabz.blogspot.be/2012/12/blog-post_16.html
.
.
سخنی متفاوت درباره ساپورت
http://666sabz.blogspot.be/2013/08/blog-post_28.html

.
.
مستند از تهران تا کایرو
http://666sabz.blogspot.be/2012/07/blog-post_31.html




خواهشمندم که از « تازه به دوران رسیده ها » پیروی نکنید !
یا سرخی سرخ یا لبی لب !

.
.
.